تبليغاتX
راز سکوت دل

راز سکوت دل

حرف دل

 

ای که گفتی به اسم من کسی رو نداری

دیگه آدم شدی و نیازی به من نداری

فکر نکن دنیا همین طور میمونه به کام تو

من که رفتم خط زدم خط سیاه رو نام تو

چی خیال کردی رفتی و ول کردی تو دست باد

چطوری دلت اومد عشقمونو بردی زیاد

مگه تو بویی نبردی از مرام و معرفت

رفتی و منو فروختی به قریبه عاقبت

می خوام این فکر تورو از تو سرم بیرون کنم

خونه ای که ساخته بودیم تو این دل ویرون کنم

میدونم یه روز میشه میای سر حرفای من

اما اون روز دیره تو دیگه مردی واسه من

+ نوشته شده در  87/10/06ساعت 15  توسط داش مهرداد  | 

میروم

 

 می روم تا دلبری پیدا کنم،

بهر این دل یاوری پیدا کنم

 می روم تا پشت درب می کده، ساقیه سیمین وری پیدا کنم

می روم تا پشت ابرا پیش خدایم، شاید آنجا یاوری پیدا کنم

 عمریه چه خوب چه به من و به نام تو می شناسند،

عمری چه خوب چه بد من و غلام تو می شناسند

 یه نگاه، یه نگاه به قلب نا پاکم کن،

 من و پاکم کن و بین عاشقات خاکم کن...

میروم تا فراموشت کنم میروم تا خاکسترت کنم

میروم تا آسوده شوم از هر آنچه با تو ساختم

میروم ...من چی خواستم ازت جز عاشق بودن

رفتی پیش عاشقای الکی انتخابت بود بی من بودن

برو خوش گذر برو که خوش گذشتی ازم

 

+ نوشته شده در  87/10/01ساعت 21  توسط داش مهرداد  | 

من میروم

 

شب وصله برای من در آغوش خدای من. سوی یار قدم های من
پس از عمری شکیبایی شده اکنون تماشاییه هوای این دله شیدایی
می روم به خاطر دلم می روم به سوی حاصلم می روم ولی شکسته بالم
می روم به دامن سحر، می روم به آخرین سفر می روم به سمت اوج عالم
می بینم دوباره من تو را، می بینم تو را ای آشنا میبینم شبیه خواب و رویاء
می بینم ز تو قرار دل می بینم تو را کنار دل می بینم شبیه موج دریا

+ نوشته شده در  87/09/30ساعت 0  توسط داش مهرداد  | 

خدا نگهدار...

 

هر جا بری هر چی بشه بدون که دل نمی کنم

هرکی سر راهت اومد بدون که عاشقت منم

هرچی بگی همون میشم

هر چی بخوای بهت میدم

هرجا بگی باهات میام

جواب قلبتم میدم

اما بدون بدون تو روز و شبم نمیگذره

اگه که پیشم نباشی دیگه خوابم نمیبره

اما هنوز تو خاطرم یاد تو مهمونه بدون

این دفعه هم طاقت بیار یه روز دیگه پیشم بمون

حالا که میری از پیشم فقط بدون دوست دارم

بیا که دل تنگت میشم سر روی شونت بزارم

هرجا باشی بون که من چشمام هنوز براهته

چه جوری که واسه تو جدایی خیلی راحته

اگه بری نمی تونم یه لحظه هم راحت باشم

داری میری فقط بگو تا کی چشم براهت باشم

حالا که میری از پیشم فقط اینو یادت بتشه

گرچه دلم سیره ازت خدا نگه دارت باشه

(تو ظریفی نازی  احساساتت حساسه نذار بشکننت .محکم باش نذار کسی ازت سواستفاده کنه.پر غرور باش مثل سابق)

حالا که میری از پیشم فقط اینو یادت بتشه

گرچه دلم سیره ازت خدا نگه دارت باشه

  

+ نوشته شده در  87/09/29ساعت 14  توسط داش مهرداد  | 

تصادف

 

ی

ه روز یه روزی که غرق در در افکار یک رویایی که به خواب دیدم

توی یک جاده ،هوا مه آلود مه آلود پشت رول،ترانه ای که از بی وفایی می خونه (برای هم نفس شدن یارو دلش یه یاره تازه تر می خواد مارو فراموش کرده و...)با با صدای اهنگ یاد خیانت یاد یادها ،آره جاده استارا تو بودی و من غرق در خوشی هم خونی با ترانه (اون که یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود...)بوسه های دزدکی ترس از ماشین پلیسی که پشت سرمون بود .

هجوم آن افکار شوم پشت اون همه خاطره وای در هم ریختن این دو خاطره و بدی جنون رو سراغم میفرسته وجمع شدن نفرت،ترشح حس دوست داشتن،یاد خیانت ،خاطره ها نه جز با فراموش کردن میسر نمیشه.دست روی ضبط صدای آهنگ زیاد میشه پاهام محکم . سست پدال گاز رو بشتر فشار میدن دستام محکم فرما رو گرفته روبروم فقط ابر و مه،مه فقط نور کم چراغ ماشین جلویی دیده میشه بیشتر گاز بده سرعت میره بالا بالاتر با خواننده هم صدایی میکنم .سرعت سرعت یک لحظه باز جنون ،جرات،حس نفرت آره برو برو اونی که داره میاد بررگه ماشین سنگینه کامیون ،کارتو یک سره میکنه برو بزن بهش تو می تونی فقط با این کار راحت میشی میری میزنی بهش فقط یه لحظه چشماتو ببند ترمز نکن به صدای بوقش توجه نکن برو برو آفرین با این کارت تو هم اونو داغون می کنی بعد مرگت اون خودشو نمی بخشه که چقدر بهت بد کرد این بهترین فرصته .

دستام دور فرمون قفل شدن حس نفرت بهم غلبه مکنه .مهرداد برو این بهترین پایانه گاز بده داد بزن جیغ بزن تو همین لحظه نفرینش کن بگو که براش میمردی و اون ندونست او میشنوه صداتو گریه کن داد بزن نترس .داره نزدک میشه ها گاز بده تا زود تر خلاص شی .

چه جراتی پیدا کردم من دارم میزنم به کامیون میرم تو شکمش چه حس خوبی من با مرگ فقط چند قدم فاصله دارم خیلی نزدیک شدم داره چراغ میده بوق میزنه اما من دارم میرم میرم تو بقلش تا بمیرم .پاهام سست شدن اشک امونم نمیده همه چیز مثل یه فیلم از جلو چشم میگذره این شش سال لحظه به لحظش چه روزایی چه خوشی هایی چه دردایی چه قدر زجر کشیدم الان متنفرم .چه صدایی وحشتناکی بوق بوق بوق بوق گاز میدم میرم سرمو چشبوندم به صندلی داد میزنم دستام قفل شده میترسم داره میاد بوققققققققققققققققققققققققققققق دارم میزنم دارم میزنم زدم زدم زدم ..نه کم اوردم رد کردم فقط آینه بهش خورد .ترسیدم خیلی ترسیدم .حالم خوب نیست بی اختیار نگه داشتم خودو انداختم رو زمین روی گردنه کل جاده زیر پامه بین اون همه مه.بالا آوردم گریه می کنم دستام رو زمینه داد میزنم .چقدر ازش متنفرم .زندگیمو ازم گرفت آرزو هامو امیدمو ... داد میزنم مر... من داشتم میمردم فقط کافی بود ...

+ نوشته شده در  87/09/22ساعت 13  توسط داش مهرداد  | 

نارو

 

از پشت شیشه می دیدم دستاش توی دست تو بود

(من پشت. پنجره .زمستون. آتیش سیگار .غریبه بودن من...دک کردن من..وایییییییییییییییی)

دیگه بهم دروغ نگو نگو پیشت کسی نبود

نگو که باور ندارم حرفای عاشقونتو

جمع کن ببر از پیشه من اون عشق بچه گونتو

برات یه بازیچه بودم تو لحظه های بیکسی(خودت گفتی)

گفتی فقط منو داری دل نمی به هیچ کسی

اما فراموشت شده حرفایی که بهم زدی

گفتی به من عشق منی

دیدی به من نارو زدی

برای رفتن از پیشت چه قدر هراسونه دلت

مگه می خوای کجا بری انجوری گریونه چشت

اگه نمی دونی بدون دلم شکسته از دلت

نفرین قلبه علشقم همیشه هست پشت سرت

 

 

 

+ نوشته شده در  87/09/16ساعت 23  توسط داش مهرداد  | 

گاهی...

 

گاهی سوار بر موجی خروشانم گاهی در تلاتم افکاری پوچ

گاهی شادم گاهی غمگین .گاهی هوای چشمانم ابریست ابریه ابری ،گاهی باران میخواهد دل رنجانم

گاهی آنقدر غرق در عشقم که مجنون لیلی،فرهاد شیرین توان مقابله با من ندارند .چنان که گویی کسی بر تر از من نیست.گاهی چنان غرق و مبهوت در خویشم که که یارای بودنم نیست.من ابر نیستم باد هم نیستم،باران نیستم اشک نیستم اما،اما می خواهم رعد باشم و برقی به همراهم،تا دل ابر و باران و باد را بدرم تا اشک از گونه ی عاشق بشویم آخر گاهی عاشقم ،عاشق.اشک هایی که بر گونه ام جاریند دلم را به درد می اورند اشکی که از بهر بی وفایی بیش نیست .بس است بس...به باد خواهم داد یادش را به ابر دهم عشقش را به کوه میسپارم درد بی مهریش را به کویر می نشانم خاطراتش را.تا باد دورش کند ابر اشک ریزد کوه طاغت کند کویر به سوزاندش یادو عشق و درد ورنجش را

من دگر تاب شکستن ندارم هیچ. گذشتم از هر آنچه که با او داشتم قلب را از سینه ی پر درد دریدم ،تکه سنگی ضمخت به جایش نشاندم من آواره بودم بازیچه بودم عمری ،هرگز ندانستم این را .آری گاهی در اوج عشق،لابه لای آرزو در پرسه های رویا میشود که عروسک هم باشی،می شود که بازیچه می شود دلت گاه گاهی،هر آنچه کرد در خود بلیدم بدیهاش،گذشتم از هر آنچه ثباتم بود و از او نگذشتم غافل از آن که او از من گذشت و از هر آنچه که پوچ بود نگذشت .من نیز می روم .می روم و نگاهی بر گذشته نمی کنم من از گذشته ام می گذرم حال که به جای دل،سنگی نهاده ام از او نیز هم می گذرم .چرا که بازیچه بودن در مرام ما نیست.

+ نوشته شده در  87/09/10ساعت 19  توسط داش مهرداد  | 

به یاد آر

 

عزیز ساکت من هم صدا کو
بگو شهر فرنگ قصه ها کو
مگه ما حوض فیروزه نساختیم
بگو پس ماهیه پولک طلا کو
بیاد آر ای عزیز خوب خسته
قدیمی ای صمیمی ای شکسته
بیاد آر ای دلیل هر ترانه
که بیداری به خوابت پل نبسته
می خواستی شهری از مخمل بسازی
به قد بی حصاری بی نیازی
به رنگ ناب دریا رنگ ماهی
به لطف همصدایی هم نوازی
به رویا میزنم بیدارم از نو
دوباره میرسم تا آخر تو
بیا که خواب بیداری قشنگه
بیا همقد رویاهای ما شو
تماشا داره رویاهای بیدار
تماشا داره رنگ سبز ایثار
چه عطری داره یاس پشت دیوار
چه رنگی داره خوشبتی بیاد آر

 

 

+ نوشته شده در  87/09/08ساعت 15  توسط داش مهرداد  | 

 

 

 می خوام پرواز کنم برم تا اون بالا بالاها

  آخه...

  برگشت آره برگشت آره دیگه با منه

  پیشه خودم فقط برا منه تو آغوشمه

  وای که چه حالی بود وقتی گرم گرم بغلم کرد

  اونم مثل من عاشقمه وقتی محکم فشارم می داد انو فهمیدم

  عزیزم خوش اومدی

  از خدا بخواه که دیگه جدا مون نکنه

  تو همه ی زندگیمی همیشه باهام بمون

+ نوشته شده در  87/08/25ساعت 21  توسط داش مهرداد  | 

برو پیش اونی که...

 

 

   عشقمون چه سرد از یادت رفت

      برو پیش اونی که واسش میمیری به پاش میشینی بیقراری بیقراری بیقراری

       یادت بهت می گفتم که حرفای تو بهونست

   تقصیر تو نیست می دونم تقصیر این زمونست

              حالا همه چی تمومه حرفی وسط نمونه

  دیگه نمی خوام ببینمت هر چی میگی همونه

   دیگه قیدمو بزن رو که خوی شناختمت

  چه ساده تو رو به اون عشق غریبه با ختمت

دیگه قیدمو بزن

 

+ نوشته شده در  87/08/24ساعت 17  توسط داش مهرداد  |